تاریخ نگری و دین

برای تعریف نگرش تاریخی به دین نخست باید خود تاریخی نگری را تعریف کنیم: دانشنامه ی پل ادواردز در در تعریف تاریخی تگری چنین می نویسد: « جهان بینی و نگرشی است که در شکل کامل خود، تاریخ را محیط بر و موثر در تمام امور انسان اعم از فهم، عقل، شناخت، عقاید، دین و مذهب، ارزشها، باورها، ارزشها، اخلاق و فرهنگ او و تعیین کننده ی مسیر زندگی او می داند.هر کدام از این امور، مختص و زاییده ی اوضاع تاریخی خاص خودند و به زمانها و اوضاع و احوال دیگر تسری پذیر نیستند.» (1) برمبنای این تعریف باید بگوییم در مکتب تاریخی نگری هم رخداد پدیدارها براساس عامل تاریخ است و هم فهم ما از آنها برمبنای عوامل و شرایط تاریخی واقع می شود. این فرآیند در دین نیز به همین صورت جریان دارد یعنی هم ظهور و آغاز دین براساس شرایط تاریخی است و هم فهم ما از دین به شرایط و عوامل تاریخی وابستگی محض دارد. بنابراین دیگر نمی توان به دنبال عاملی فراطبیعی و ماورایی به نام خدا بود. به تعبیر ساده تر هم خود دین محصول تاریخ و شرایط تاریخی است و هم فهمی که هر انسان از آن دارد محصور در تاریخ. زیرا فهم انسانی همواره در تاریخ و متاثر از تاریخ شکل می گیرد و فهم نمی تواند از چرخه ی تاثیر عوامل تاریخی خارج شده، در ورای آنها و برفراز آنها حکم صادر کند.
الهیات تاریخی نیز عنوان دیگری برای رویکرد تاریخی به دین است که از بارزترین و مصمم ترین شخصیتهای آن پانن برگ هست که معتقد بود، وحی (و به تبع آن دین) بیشتر واقعه ای تاریخی است تا مجموعه ای از آموزه های نازل شده از خدا.! (2) 
در این نگاه، دین علاوه براینکه با خدا نسبتی برقرار نمی کند و یک امر کاملا بشری می شود  از حقیقت عینی و ثابت نیز بی بهره می شود. معنای این سخن، نسبیت افراطی در دین است به گونه ای که هیچ وجه ثابتی برای دین باقی نمی گذارد.
تاریخی نگری باتوجه به اینکه رویکردی بسیار افراطی محسوب می شود نقد آن نیز همپای طرح آن واقع شد، چرا که در این رویکرد تاریخ از اهمیتی غیر واقع بینانه و افراطی برخوردار می شود و نقش علت تامه و توجیه گر تمام و کمال را بازی می کند. به همین دلیل است که تاریخی نگری هیچگاه نتوانست طرفداران مهم و سرشناسی ازآن خود کند. در واقع با وجود اینکه عموما تصدیق می کنیم که عوامل تاریخی و محیطی در فهم ما تاثیرگذارند اما دیگر نمی توان تمام فهم را منحصر در تاریخیت دانست. از این گذشته این نگاه با اعتقاد متدینان نیز اساسا ناسازگار است زیرا متدینین دین را حقیقتی ثابت و نازل شده از خدا می دانند زیرا اعتقاد دارند دین به عنوان مجموعه ای از جهان بینی و آموزه ها، نمی تواند محصول تاریخ باشد. به همین جهت و با توجه به آثار افراطی نگرش تاریخی به دین، نمی توان آن را در تعریف حقیقت و ماهیت دین موفق و مناسب دانست.
/ 0 نظر / 8 بازدید